تبلیغات
پورتال آموزشی افغانستان | Afghanistan Educational Portal - مطالب ابر اهل سنت و الجماعت

اوقاتی که ادای نماز در آنها نهی شده است:

از عقبه بن عامر(رض) روایت است : (ثلاث ساعات کان رسول الله ینهانا أن نصلی فیهن أو أن نقبر فیهن موتانا : حین تطلع الشمس بازغة حتی ترتفع، و حین یقوم قائم الظهیرة حتی تمیل الشمس، و حین تضیف الشمس للغروب حتی تغرب)[1] «سه وقت است که پیامبر(صلی الله علیه و اله وسلم) ما را در نماز خواندن یا دفن کردن مرده‌هایمان در آن اوقات نهی کرده است، وقتی که تازه خورشید طلوع می‌کند تا آن که بلند شود، و وقتی که خورشید در وسط آسمان قرار می‌گیرد تا وقتی که مایل شود، و زمانی که خورشید در آستانه غروب باشد تا وقتی که غروب کند».

پیامبر(ص) علت نهی از نماز در این اوقات را در خطاب به عمروبن عبسه بیان کرده و فرموده است : (صل صلاة الصبح، ثم أقصر عن الصلاة حتی تطلع الشمس حتی ترتفع، فإنها تطلع حین تطلع بین قرنی شیطان، و حینئذ یسجدلها الکفار، ثم صل فإن الصلاة مشهودة محضورة، حتی یستقل الظل بالرمح، ثم أقصر عن الصلاة، فإنه حینئذ تسجر جهنم، فإذا أقبل الفی فصل فإن الصلاة مشهودة محضورة حتی تصلی العصر، ثم أقصر عن الصلاة حتی تغرب الشمس، فإنها تغرب بین قرنی شیطان و حینئذ یسجد لها الکفار)[2] «نماز صبح را بخوان سپس تا وقتی که خورشید طلوع می‌کند و بالا می‌آید نماز نخوان، چون خورشید بین دو شاخ شیطان طلوع می‌کند و کفار برای آن سجده می‌برند؛ سپس نماز (ضحی) بخوان چون ملائکه شاهد و حاضر بر نماز هستند تا اینکه سایه نیزه به کمترین مقدار خود می‌رسد؛ آنوقت از خواندن نماز خودداری کن؛ چون در این وقت آتش جهنم شعله‌ورمی‌شود. سپس وقتی که سایه مایل شد نماز بخوان چون ملائکه شاهد و حاضر بر نماز هستند. تا آنکه نماز عصر را می‌خوانی، و بعد از آن، از نماز خواندن خودداری کن تا وقتی که خورشید غروب کند؛ چون خورشید بین دو شاخ شیطان غروب می‌کند و در این زمان کفار برای آن سجده می‌برند».

 

نهی از خواندن نماز در اوقات ذکر شده شامل زمان و مکان زیر نمی‌شود :

در روز جمعه، زمان استواء (هنگامی که خورشید در وسط آسمان قرار می‌گیرد):

چون پیامبر(ص) می‌فرماید : (لایغتسل رجل یوم الجمعة فیتطهر ما استطاع من طهر، ویدهن من دهن، أو یمس من طیب بیته، ثم یخر فلایفرق بین اثنین، ثم یصلی ماکتب له، ثم ینصت إذا تکلم الإمم، إلا غفرله، ما بینه و بین الجمعة الأخری)[3] «هر کسی که روز جمعه غسل کند و تا می‌تواند خودش را پاک کند و سرش را با روغن چرب نماید یا از بوی خوش خانه‌اش، خودش را خوشبو کند، سپس برای نماز جمعه خارج شود و بین دو نفر جدایی نیاندازد (در مسجد از روی شانه‌ها وسر آنها عبور نکند) و آنچه را که برایش مقدر شده نماز بخواند و وقتی که امام شروع به خواندن خطبه کرد، سکوت کند، تمام گناهان (صغیره) او از این جمعه تا جمعه دیگر بخشیده می‌شوند».

در اینجا پیامبر(ص) نمازگزار را به خواندن آنچه برایش مقدر شده تشویق نموده و تا وقت خروج امام او را از نماز خواندن منع کرده است، و  به همین علت جماعتی از سلف از جمله عمر بن خطاب(رض)  و امام احمد نیز به تبعیت از او گفته‌اند: خروج امام (برای خواندن خطبه) مانع نماز است، و خطبه امام مانع صحبت کردن است، پس، خروج امام را مانع خواندن نماز دانسته‌اند نه قرار گرفتن خورشید در وسط آسمان را (استواء).

مکان : مکه مکرمه خداوند بر شرافت و بزرگی آن بیفزاید که نماز خواندن در آن درهیچ یک از اوقات مذکور مکروه نیست، چون پیامبر(ص) می‌فرماید : (یا بنی عبدمناف، لا تمنعوا أحدا طاف بهذا البیت و صلی أیة ساعة من لیل أو نهار)[4] «ای بنی عبد مناف کسی را که در هیچ لحظه‌ای از شبانه‌روز از طواف این خانه و نماز در آن منع نکنید».

و نمازی که خواندن آن در این اوقات نهی شده است، نماز نفلی است که سببی نداشته باشد. بنابراین در این اوقات قضای نمازهای فوت شده‌ی فرض و سنت جایز است؛ چون پیامبر(ص) می‌فرماید : (من نسی صلاة فلیصل إذا ذکرها، لاکفارة لها إلا ذلک)[5]. «هر کس نمازی را فراموش کرد، همین که یادش آمد باید آنرا بخواند، و کفاره‌ای جز این ندارد». نماز بعد از وضو نیز درهر وقتی که باشد جایز است؛ به دلیل حدیث ابوهریره که پیامبرr هنگام نماز صبح به بلال فرمود : (یا بلال أخبرنی بأرجی عمل عملته فی الإسلام فإنی سمعت دف نعلیک فی الجنة، قال : ما عملت عملا أرجی عندی، أنی لم أتطهر طهورا فی ساعته من لیل أو نهار إلا صلیت بذلک الطهور ما کتب لی أن أصلی)[6] «ای بلال به من بگو امیدوارکننده‌ترین عملی که در اسلام انجام داده‌ای کدام است، زیرا من صدای کفشهایت را پیشاپیش خودم در بهشت شنیدم، بلال گفت : امیدوارکننده‌ترین کاری که من انجام داده‌ام این بوده است که وضوئی در هیچ لحظه‌ای از شبانه‌روز نگرفتم مگر اینکه بعد از ان هر آنچه برایم مقدر شده بود، نماز خواندم».

 

در این اوقات دو رکعت تحیه المسجد هم جایز است؛ چرا که پیامبر(ص) فرموده است: (إذا دخل أحدکم المسجد فلایجلس حتی یصلی رکعتین)[7] «هرگاه یکی از شما وارد مسجد شد، تا دو رکعت نماز نخوانده ننشیند».

 

نهی از خواندن نفل بعد از طلوع فجر، قبل از نماز صبح:

یسار مولای ابن عمر گوید : (رآنی ابن عمر و أنا أصلی بعد طلوع الفجر فقال یا یسار، إن رسول اللهr خرج علینا و نحن نصلی هذه الصلاة، فقال : لیبلغ شاهدکم غائبکم، لاتصلوا بعد الفجر الا سجدتین)[8] «ابن عمر مرا دید که بعد از طلوع فجر نماز می‌خواندم، گفت : ای یسار، پیامبر(ص) روزی بر ما وارد شد در حالی که در این وقت نماز نفل می‌خواندیم، فرمود : حاضرین در اینجا، به غایبین برسانند که بعد از طلوع فجر بجز دو رکعت، دیگر نمازی نیست (البته مراد نخواندن نفل است)».

 

نهی از خواندن سنت هنگام اقامة فرض:

از ابوهریره روایت است که پیامبر(ص) فرمود : (إذا أقیمت الصلاة فلاصلاة إلا المکتوبة)[9] «هرگاه نماز(فرض) اقامه شد خواندن هیچ نمازی جز همان فرض جایز نیست».

 

[1]) صحیح : [ص. جه 1233]، م (831/568/1)، د(3176/481/8)، ت (1035/247/2)، نس (275/1)، جه (1519/486/1).

[2]) صحیح : [المشکا 1042]، م (832/570/1).

[3]) صحیح : [الترغیب 689]، خ (883/370/2).

[4]) صحیح : [ص. جه 1036]، جه (1254/398/1)، ت (869/178/2)، نس (223/5).

[5]) متفق علیه : خ (597/70/2)، م (684/477/1)، د (438/113/2)، ابوداود این حدیث را بدون جمله «لاکفاره لها الا ذلک» روایت کرده است، نس (293/1)، ت (187/114/1)، جه (696/227/1).

[6]) تخریج در ص (40).

[7]) متفق علیه : خ (1163/48/3)، م (714/495/1)، د (463/133/2)، ت (315/198/1)، جه (1013/324/1)، نس (53/2).

[8]) صحیح : [ص. ج 5353]، د (1264/158/4)، ترمذی این حدیث را بصورت مختصر و با عبارت : «لاصلاة بعد الفجر إلا سجدتین» ذکر کرده است. (417/262/1).

[9]) صحیح : [ص. جه 945]، م (710/493/1)، ت (419/264/1)، د (1252/142/4)، نس (116/2)، جه (1151/364/1).




طبقه بندی: مختصر فقه + اساس قران و سنت،
برچسب ها:اوقاتی که ادای نماز در آنها نهی شده است، اوقات منع نماز، اوقاتی که ادای نماز در آنها نهی شده است اهل سنت و الجماعت، قران و حدیث، اهل سنت و الجماعت، اوقاتی که ادای نماز در آنها نهی شده است از عقبه بن عامر(رض) روایت است : (ثلاث ساعات کان رسول الله ینهانا أن نصلی فیهن أو أن نقبر فیهن موتانا : حین تطلع الشمس بازغة حتی ترتفع، و حین یقوم قائم الظهیرة حتی تمیل الشمس،

تاریخ : 1396/07/28 | 08:21 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()

موجبات تكفیر ومسئله عذر به جهل

مفتی:شیخ محمد بن عبدالوهاب رحمة الله علیه

از شیخ الاسلام مجدد عصر محمد بن عبدالوهاب رحمه الله تعالی؛پرسیده شد که برای چه اموری جنگ می کند؟وبرای چه اموری شخص را تکفیر می کند؟

جواب دادند:

ارکان اسلام پنج تا است که اولش شهادتین است وسپس ارکان اربعه(نماز وزکات وروزه وحج).درمورد ارکان اربعه اگر به آ نها اقرار داشت واز روی سهل انگاری آنها را ترک کرد،ما اگر چه به خاطرآن با او می جنگیم اما به خاطر ترک این ارکان او را تکفیرنمی کنیم و علماء در کفر تارک این ارکان که ترکش از روی تنبلی ونه انکار،باشد،اختلاف دارند.

و ما تکفیرنمی کنیم مگر درموردی که تمام علماء بر آن اجماع داشته باشند که شهادتین می باشد.

و البته بعد از آموزش شخص اگر حقیقت را دانست و باز انکارکرد؛ او را تکفیر می کنیم.

به طورخلاصه دشمنان ما انواعی دارند:

نوع اول:

کسی که دانست که توحید و یکتا پرستی دین الله ورسولش است که ما آن را برای مردم آشکار کرده ایم وبه این مطلب اقرار کرد که اعتقاداتی که مردم در مورد برخی  سنگها ودرختان و انسانها دارند ودین و عقیده اغلب مردم است،شرک به الله بوده والله، رسول الله صلی الله علیه وسلم را برای نهی از همین شرک و قتال با اهلش برانگیخت تا دین وعبادت همگی برای الله باشد.

و اگر با این حال، به توحید اهمیتی نداد و آن را نیاموخت و وارد آن نشد وشرک را ترک نکرد،چنین شخصی کافر است وبه خاطر کفرش با او می جنگیم،چون او دین پیامبر را شناخته ولی اتباعش نکرده است و شرک را شناخته ولی ترکش نکرده است هر چند با دین پیامبر و پیروانش بغضی نداشته باشد و شرک را ستایش و تأیید نکند و آن را برای مردم زیبا جلوه ندهد.

نوع دوم:

هرکس این را دانست، ولی روشن شد که دین رسول(یعنی همین توحید ویکتاپرستی) را ناسزا می گوید با وجود اینکه ادعای عمل به آن را دارد و روشن شد که «یوسف»پرستان و «اشقر»پرستان و «اباعلی»پرستان و»خضر»پرستان را ستایش و تأیید می کند وآنها را بهتر از یکتاپرستان  وتارکین شرک می داند.چنین شخصی از اولی بدتراست،و این سخن الله تعالی بر چنین کسانی صدق می کند:{ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِینَ: هنگامی كه به آنان رسید  و آن را شناختند و پی بردند ، بدان كفر ورزیدند،پس لعنت خداوند بر كافران باد.بقره/89} و اینان ازکسانی هستند که الله درمورد آنها فرموده است:{ ‏ وَإِن نَّكَثُواْ أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِی دِینِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ ‏:‏ و اگر پیمانهائی را كه بسته‌اند و مؤكّد نموده‌اند شكستند ، و آئین شما را مورد طعن و تمسخر قرار دادند ( اینان سردستگان كفر و ضلالند و ) با سردستگان كفر و ضلال بجنگید ، چرا كه پیمانهای ایشان كمترین ارزشی ندارد . شاید دست بردارند .توبه/12 ‏}.

نوع سوم:

کسی که توحید را شناخت و آن را دوست داشت و از آن پیروی نمود،وشرک را شناخت وآنرا ترک کرد ولی با این حال ازکسانی که وارد یکتا پرستی شده اند بدش آید و باقی ماندگان برشرک را دوست داشته باشد.چنین شخصی نیز کافراست،واین فرموده الله تعالی بر چنین اشخاصی صدق می کند:{ ‏ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ‏:‏ این بدان خاطر است كه چیزی را كه خداوند فرو فرستاده است دوست نمی‌دارند ، و لذا خدا كارهای ( نیك ) ایشان را هم باطل و بیسود می‌گرداند .محمد/9 ‏}

نوع چهارم:

کسی که ازهمه اینها سالم باشد اما هم وطنانش آشکارا با اهل توحید دشمنی کرده و پیرو اهل شرک باشند و برای جنگ با اهل توحید درتلاش باشند و آن کس بهانه بیاورد که ترک وطن برایش گران می آید وبه همین خاطرهمراه هم وطنانش با اهل توحید وارد جنگ می شود وبا مال وجانش دراین راه تلاش می کند. چنین شخصی نیز کافر است.

اگر هم وطنانش او را به ترک روزه رمضان امر می کردند و روزه گرفن جز با ترک وطن و فراقشان ممکن نبود؛این کار را می کرد واگر او را به ازدواج با همسر پدرش دستور می دادند و نجات برای او جز با ترک وطن وفراقشان ممکن نبود، این کار را می کرد. در حالی که موافقت با آنها برای جهاد همراه آنها با جان ومالش،درحالی که آنها می خواهند جلوی دین الله ورسولش را بگیرند،بسیار بزرگتراز این است.

چنین شخصی کافر است،و ازکسانی است که الله درباره شان می فرماید:{ ‏ سَتَجِدُونَ آخَرِینَ یُرِیدُونَ أَن یَأْمَنُوكُمْ وَیَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْكِسُواْ فِیِهَا فَإِن لَّمْ یَعْتَزِلُوكُمْ وَیُلْقُواْ إِلَیْكُمُ السَّلَمَ وَیَكُفُّوَاْ أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطَاناً مُّبِیناً ‏:‏ گروه دیگری را خواهید یافت كه می‌خواهند ( با اظهار ایمان در پیش شما ) از ناحیه شما در امان باشند و ( با اظهار كفر در پیش كافران ) از ناحیه قوم خود در امان بمانند ( و در زمان قدرت هر گروه خویشتن را فریبكارانه جزو آن دسته قلمداد كنند ) . هر زمان كه به سوی كفر ( یا جنگ با مسلمانان ) خوانده شوند با سر در آن فرو می‌روند ! پس اگر از شما دست نكشیدند و به ترك جنگ و دشمنی نگفتند و به شما پیشنهاد صلح ننمودند و دست‌بردار نشدند ، آنان را بگیرید و ( اسیر كنید و در صورت لزوم ) ایشان را هر كجا یافتید بكشید . آنان كسانیند كه ما ( به سبب غدر و خیانتشان ) دلیل آشكار و برهان واضحی برای ( اسیر كردن یا كشتن ) ایشان به دست شما داده‌ایم . ‏}[نساء/91].

این بود سخن ما.

واما درباره کذب وبهتان:

مانند این سخنانشان که ما عموم مردم را تکفیر می کنیم و هجرت به سوی خود را بر کسی که براظهار دینش قادر است را واجب می دانیم وما هرکس را که(قبر پرستان را) تکفیرنکند تکفیرمی کنیم وهرکس را که(با قبرپرستان) نجنگد را تکفیرمی کنیم و امثال این سخنان و سخنانی بسیار بدتراز این که به ما نسبت می دهند. همه اینها کذب وبهتان است و با این سخنان می خواهند مردم را از دین الله ورسولش بازدارند.

ما کسانی را که بت موجود برقبر «عبدالقادر» و بت روی قبر»احمد بدوی» وامثالشان،را می پرستند تکفیرنمی کنیم چون جهل دارند وکسی نیست که آنان را متوجه کند،پس چطور کسی را که شرک نورزیده، به خاطر هجرت نکردن به سوی مان تکفیرمی کنیم یا چطور کسی را که تکفیر نمی کند ونمی جنگد را تکفیر می کنیم؟!{سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ: سبحان‌الله ! این بهتان بزرگی است!}.

بلکه فقط آن انواع اربعه را به خاطر مخالفتشان با الله ورسول،تکفیرمی کنیم.

رحمت الله برآن کس که با خود صادق باشد و بداند که الله را ملاقات خواهد کرد و بهشت وجهنم نزد اوست.

و صلی الله علی محمد وآله وصحبه وسلم

[الدرر السنیة:ج1/ص102-104]





طبقه بندی: عقیده اسلامی ،
برچسب ها:موجبات تكفیر ومسئله عذر به جهل، تكفیر ومسئله عذر به جهل، تکفیر چیست ؟، موارد تکفیر، تکفیر، عذر به جهل در تکفیر، اهل سنت و الجماعت،

تاریخ : 1396/07/21 | 07:40 بعد از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()

«1» أذكار هنگام بیدار شدن از خواب

1/1 ((الحَمْدُ للهِ الَّذِی أَحْیَانا بَعْدَ مَا أمَاتَنَا وإلَیْهِ النُّشُورُ))[1].

(تمام ستایشها از آنِ الله  است كه پس از میراندن ما را زنده كرده است، و بازگشت به سوى اوست).

2/2 ((لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیكَ لَهُ، لَهُ المُلْكُ ولَهُ الحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدیْرٌ، سُبْحانَ اللهِ، وَالحَمْدُ للهِ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهِ، وَاللهُ أَكْبَرُ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ العَلِیِّ العَظِیمِ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لی))[2].

(هیچ معبودى به جز الله «بحق» وجود ندارد، یكتاست و شریك ندارد، و پادشاهى و ستایش از آنِ اوست، و او بر هر چیز تواناست. الله پاك و منزّه است، و حمد از آنِ اوست، و هیچ معبودى به جز الله «بحق» وجود ندارد، و خدا بزرگترین است، و هیچ حول و قدرتى بجز از طرف خداى بلندمرتبه و بزرگ نیست. خدایا! مرا بیامرز).

3/3 ((الحَمْدُ للهِ الَّذِی عَافَانِی فِی جَسَدِی وَرَدَّ عَلَیَّ رُوحِی، وأَذِنَ لِی بِذِكْرِهِ))[3].

(تمام ستایش‌ها مر خدایى راست كه به جسمم سلامت بخشید، و روحم را به من بازگرداند، و به من اجازه ذكرش را داد).

4/4 ﴿إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ * الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ * رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیاً یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ * رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ * فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَاباً مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ * لاَ یَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ كَفَرُواْ فِی الْبِلاَدِ * مَتَاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ * لَكِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَیْرٌ لِّلأَبْرَارِ * وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْكُمْ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْهِمْ خَاشِعِینَ لِلّهِ لاَ یَشْتَرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُوْلَـئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ * یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[4].

(مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و پشت سر هم آمدن شب و روز، نشانه‏ ها و دلائلى براى خردمندان است، كسانى كه ایستاده و نشسته و بر پهلوهاى شان افتاده، خدا را یاد می‌كنند و درباره آفرینش آسمانها و زمین مى اندیشند «و به زبان حال و قال می‌گویند:» پروردگارا! این را بیهوده و عبث نیافریده ‏اى. تو منزّه و پاكى، پس ما را از عذاب آتش محفوظ دار. پروردگارا! بى گمان تـو هر كه را به آتش در آرى، براستى خـوار و زبـونش كرده ‏اى، و ستمكاران را یاورى نیست. پروردگارا! ما از منادى ـ پیامبر صلى الله علیه وسلم ـ شنیدیم كه ـ مردم را ـ به ایمان بـه پروردگارشان می‌خواند، وما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و بدیها‏ى مان را بپوشان، و ما را با نیكان بمیران. پروردگارا! آنچه را كه با پیغمبران خود به ما وعده داده اى، به ما عطا كن، و در روز رستاخیز ما را خوار و زبون مگردان، بىگمان تو خلاف وعده نخواهى كرد).

پس پروردگارشان دعاى ایشان را پذیرفت، و پاسخشان داد كه من عمل هیچ صاحب عملى از شما را كه انجام گرفته باشد، خواه زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم كرد. بعضى از شما از بعض دیگر تولد شده‏ اید. «و همگى هم نوع و هم جنس مىباشید» آنان كه هجرت كردند، و از خانه‏ هاى خود رانده شدند و در راه من اذیت و آزار كشیدند و جنگیدند و كشته شدند، به یقین گناهانشان را مىبخشم، و در بهشتى جاى می‌دهم كه از زیر «درختان» آن نهرها در جریان است، این پاداش از سوى خداست، و پاداش نیكو تنها نزد خـداست. رفت و آم




طبقه بندی: عقیده اسلامی ،
برچسب ها:مجموعه أذكار هنگام بیدار شدن از خواب، أذكار هنگام بیدار شدن از خواب، أذكار، اهل سنت و الجماعت،

تاریخ : 1395/11/5 | 07:38 قبل از ظهر | نویسنده : پورتال آموزشی افغانستان Afghanistan Educational Portal | نظرات()
.: Youtube Channel :.
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • تصویر ثابت